بازاریابی حسّی رویکرد جدیدی را در ارائهی ارزش مصرفکننده، تجارب مصرفکننده و برند تجاری به عنوان تصویر از طریق تجربههای تجاری چندحسّی ارائه میدهد و این امکان را برای شرکتها فراهم میکند تا با جسم و روان فرد در ارتباط باشند و روابط شناختی، عاطفی و رفتاری نزدیک و قویتری برقرار نمایند. نیاز به رویکردهای جایگزین مبتنی بر چگونگی جذب شرکتها با استفاده از یک چارچوب بازاریابی حسّی، نیاز به جذب برندها، محصولات و خدمات به افراد دارد.
برای دانشجویان و فعالان بازار، چالش ایجاد یک چارچوب یا مدل ذهنی از بازاریابی حسّی در مقایسه با سایر مدلهای بازاریابی است. مفهوم بازاریابی حسّی، مفاهیم و مدلهای جدیدی را در درک چگونگی واکنش افراد با شناختها، احساسات و رفتارهایشان در پاسخ به نشانهها و محرّکهای مختلف حسّی ارائه شده توسّط شرکتها از طریق فرآیندهای خدمات و استراتژیهای حسّی ارائه میدهد. میتوان بازاریابی حسّی را به عنوان زبان جدیدی متکّی بر نظریهها و مفاهیمی از رشتههایی مانند رفتار مصرفکننده، روانشناسی مصرفکننده، بازاریابی مصرفکننده، برند تجاری و خردهفروشی در نظر گرفت. بازاریابی حسّی یک رویکرد چند رشتهای است که دانش شکل گرفته از رشتههای فوق را ادغام میکند.مصرفکننده، بازاریابی مصرفکننده، برند تجاری و خردهفروشی در نظر گرفت. بازاریابی حسّی یک رویکرد چند رشتهای است که دانش شکل گرفته از رشتههای فوق را ادغام میکند.
در فصل اول "اصول بازاریابی حسّی"[1] مبانی نظری و تجربی بازاریابی حسّی به عنوان یک الگوی بازاریابی نوظهور ارائه شده است. در این فصل این که چرا شرکتها و بازاریابها باید بازاریابی حسّی را در جذب افراد برای برندها، محصولات و خدمات خود در نظر بگیرند، بحث شده است. یک مدل بازاریابی حسّی مبتنی بر مفاهیم و اصطلاحات مربوطه در ایجاد تجربههای تجاری چندحسّی ارائه شده است. در انتهای فصل، مورد استارباکس، اصول برجسته بازاریابی حسّی را نشان میدهد.
فصل دوم "مغز حسّی"[2]مغز انسان را به عنوان مرکز حواس معرفی میکند. در مورد سازماندهی، ساختار و نقش حواس در مغز انسان بحث شده است. تفاوتهای جنسی بین مغز زن و مرد بر اساس ویژگیهای سازمانی، عاطفی و حسّی تحلیل میشود. سرانجام، در مورد ماهیت بازاریابی عصبی و پیامدهای آن برای بازاریابان بحث شده است. در انتهای فصل، در خصوص اهمّیّت مغز انسان در بازاریابی حسّی قضیه کُک [شرکت کوکاکولا] در مقابل پپسی شرح داده میشود.
فصل سوم "اصول حسّی برای بینایی"[3] ویژگیهای بینایی مربوط به جنبههای فیزیولوژیکی و روانشناختی را ارائه میدهد. اهمّیّت ادراک بصری در رابطه با ترجیحات فردی، ترجیحات گروهی و نمادگرایی بصری در فرهنگهای اجتماعی مورد بحث و تحلیل قرار میگیرد. تأثیر نشانهها و محرّکهای بصری بر شناخت، احساسات و رفتار فرد در زمینه برندها، محصولات و محیطهای خدمات، مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. در انتهای فصل در مورد برند ویکتوریا سکرت اصول برجسته حس بینایی شرح داده میشود.
فصل چهارم "اصول حسّی برای صدا"[4] ویژگیهای صدا مربوط به جنبههای فیزیولوژیکی و روانشناختی را ارائه میدهد. اهمّیّت ادراک شنیداری در رابطه با ترجیحات فردی، ترجیحات گروهی و نمادگرایی صدا در فرهنگهای اجتماعی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. تأثیر نشانهها و محرّکهای شنیداری بر شناخت، احساسات و رفتار فرد در زمینه برندها، محصولات و محیطهای خدمات تجزیه و تحلیل میشود. در انتهای فصل، مورد کوکا کولا، اصول برجسته احساس صدا را نشان میدهد.
فصل پنجم "اصول حسّی برای بو"[5] ویژگیهای بویایی مربوط به جنبههای فیزیولوژیکی و روانی را ارائه میدهد. اهمّیّت ادراک بویایی در رابطه با ترجیحات فردی، ترجیحات گروهی و نمادگرایی رایحه در فرهنگهای اجتماعی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. تأثیر نشانهها و محرّکهای بویایی بر شناخت، احساسات و رفتار یک فرد در زمینه برندها، محصولات و محیطهای خدمات تجزیه و تحلیل میشود. در انتهای فصل پرونده هواپیمایی سنگاپور اصول برجسته حس بویایی را نشان میدهد.
فصل ششم "اصول حسّی برای لمس"[6] ویژگیهای لمس مربوط به جنبههای فیزیولوژیکی و روانشناختی را ارائه میدهد. اهمّیّت ادراک لمسی در رابطه با ترجیحات فردی، ترجیحات گروهی و نمادگرایی لمسی در فرهنگهای اجتماعی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. تأثیر نشانهها و محرکهای لمسی و لفظی بر شناخت، احساسات و رفتار یک فرد در زمینه برندها، محصولات و محیطهای خدمات تجزیه و تحلیل میشود. در انتهای فصل، مورد فروشگاه اپل،[7] اصول برجسته حس لامسه را نشان میدهد.
فصل هفتم "اصول حسّی چشایی"[8] ویژگیهای طعم مربوط به ذائقه غذایی و زیبایی از نظر فیزیولوژیک و روانشناسی را ارائه میدهد. اهمّیّت ادراک چشایی در رابطه با ترجیحات فردی، ترجیحات گروهی و نمادگرایی بصری در فرهنگهای اجتماعی مورد بحث و تحلیل قرار میگیرد. تأثیر نشانهها و محرکهای چشایی بر شناخت، احساسات و رفتار یک فرد در زمینه برندها، محصولات و محیطهای خدمات تجزیه و تحلیل میشود. در انتهای فصل، پرونده آیکیا[9] اصول برجسته حس چشایی را نشان میدهد.
در فصل آخر "اصول چندحسّی"[10] نحوه همکاری و تعامل حواس انسان از طریق یکپارچهسازی حسّی ارائه شده است. اهمّیّت ادراک چندحسّی و همچنین تئوری تحریک بهینه مورد تجزیه و تحلیل و بحث قرار گرفته است. تأثیر تعامل چندحسّی بر شناخت، احساسات و رفتار یک فرد در زمینه برندها، محصولات و محیطهای خدمات تجزیه و تحلیل میشود. در انتهای فصل، مورد کیا موتورز اصول برجسته چندحسّی را نشان میدهد.