کتاب‌ها و آثار

بازاریابی آموزش عالی "درک چگونگی ساخت و ارتقاء برند دانشگاه"

این کتاب یک راهنمای جامع و در دسترس برای بازاریابی موسسات آموزش عالی ارائه می دهد و بحث می کند که چگونه دانشگاه ها به ارائه خدمات می پردازند و اینکه آموزش به عنوان یک خدمت تلقی می شود.

فصل اول با تعریفی از بازاریابی شروع می­شود که به خودی خود نشان دهنده نیاز دانشگاه­ها به بازاریابی خود است. سپس در مورد خلق و ایجاد ارزش - مفهومی که در بازاریابی و چگونگی ایجاد ارزش دانشگاه ها - برای افراد و عموم مردم صحبت می­کند. همچنین مفهوم سرمایه انسانی و آموزش را به عنوان یک سرمایه ­گذاری با بحث در مورد استدلال­های اقتصادی اصلی که اغلب در متون بازاریابی مشاهده نمی­شود، وارد می­کند. این فصل با بحث در مورد اینکه چگونه تقسیم‌بندی و هدف‌گذاری بازار برای بازاریابی مؤثر دانشگاه مرتبط است، به پایان می‌رسد.

فصل دوم: مانند سایر سازمان‌های تجاری، دانشگاه «نمی‌تواند همه چیز برای همه باشد». این امر دیکته شده است، زیرا منابع دارای محدودیت هستند و دانشگاه تخصص لازم برای برتری در همه زمینه­ها را ندارد، بنابراین باید انتخاب صورت پذیرد. ارائه بهترین ارزش به این معنی است که دانشگاه­ها باید گروه(ها) (بخش­هایی) را انتخاب کنند که می­توانند به بهترین شکل به آنها خدمت نمایند، بنابراین بازار باید به بازارهای کوچک مصرف کنندگان مشابه (بخش­ها) تقسیم شود. چندین متغیر و تکنیک­ برای تقسیم­بندی در دسترس هستند. این متغیرها و تکنیک­های مورد استفاده، به اهداف بستگی دارد. از این رو، سؤال کلیدی که باید در ابتدا مطرح شود این است که "ما به دنبال چه هستیم؟" اگرچه نشان دهنده عدم آگاهی فرد است، اما سوال درستی است که باید پرسید.

فصل سوم با تکیه بر تعاریف بازاریابی، محصول و خدمات، استدلال می­کند که چرا آموزش­عالی یک محصول خاص است - یک خدمت است و باید به عنوان چنین محصولی به بازار عرضه شود. از مفاهیم مرتبط در بازاریابی به طور کلی مانند مبادله، ارزش و خلق ارزش، وفاداری، بازاریابی خدمات به طور خاص مانند ویژگی­های خدمات، کیفیت خدمات، شکاف کیفیت خدمات و خدمات تا بازیابی استفاده می­کند تا نشان دهد که چگونه دانشگاه­ها می­توانند به طور موثر بازاریابی شوند.

فصل چهارم به بررسی روش‌های مختلف قیمت‌گذاری، به‌ویژه رویکرد قیمت‌گذاری تمام­هزینه می‌پردازد، زیرا متداول‌ترین روش مورد استفاده است. در مورد هدف دوگانه قیمت­گذاری به عنوان وسیله­ای برای کسب سود و همچنین به عنوان یک دستگاه علامت­دهی  صحبت می­شود. این فصل همچنین رویکرد هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت را پوشش می‌دهد، زیرا این رویکرد برای صنعت خدمات قابل قبول‌ترین است، اگرچه به طور عمومی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. در نهایت، این فصل رویکرد [1]PWYW را مورد بحث قرار می‌دهد که هنوز تا حدودی در زندگی واقعی تازگی دارد.

در فصل پنجم عواملی مورد بحث قرار می­گیرندکه می‌توانند بر موقعیت مکانی صنایع به‌طور عام و دانشگاه‌ها به‌طور خاص تأثیر بگذارند. ما در مورد هشت عامل مورد بحث در اقتصاد که بر موقعیت صنایع تأثیر می‌گذارند صحبت کردیم - زمین، نیروی کار، سرمایه، مواد خام، سیاست‌های دولت، بازارها، حمل­‌و­نقل و انرژی. با این حال، همه عوامل هشت­گانه مربوط به تصمیم­گیری برای مکان یک دانشگاه نیست. ما مواردی را که برای مکان­یابی دانشگاه مهم هستند، مانند مسائل زیرساختی و کیفیت زندگی مورد بحث قرار دادیم. با این حال، باید به خاطر داشته باشیم که همان عواملی که با مکان­یابی دانشگاه مرتبط هستند، می­توانند در بازاریابی یک دانشگاه نیز مفید باشند.

فصل ششم: با توجه به افزایش هزینه­ها برای تبلیغات دانشگاهی، می­توان به جرات گفت که این عمل همچنان ادامه­دار است. همچنین، دانشگاه‌ها تبلیغات را جدی می‌گیرند، از این رو این فصل چارچوب ارتباطی مربوطه را مورد بحث قرار می‌دهد که دانشگاه‌ها می‌توانند از آن برای رساندن پیام‌های خود به مخاطبان هدف استفاده کنند. این فصل تمام عناصر مدل ارتباط یکپارچه و نحوه استفاده مؤثر دانشگاه­ها از آنها را مورد بحث قرار می­دهد. همچنین مدل AIDA و کانال ارتباطی را با جزئیات تجزیه و تحلیل می­کند.

فصل هفتم: فروش شخصی روشی پرهزینه، اما موثر برای فروش محصولات گران­قیمت و پیچیده است. ما در مورد تکامل فروش شخصی و تأثیر فناوری بر روی فروش شخصی بحث کردیم. این فصل همچنین در مورد چگونگی استفاده موثر از فروش شخصی در دانشگاه­های بازاریابی، به ویژه نحوه استفاده از فروش شخصی توسط دفاتر پذیرش و جمع­آوری کمک­های مالی دانشگاه بحث می­کند. در این فصل همچنین ویژگی‌هایی که مورد نیاز فروشندگان شخصی خوب است و چگونگی ارتباط فروش شخصی با اخلاق را مورد بحث قرار می­دهد. ما به طور خاص اخلاق فروش شخصی را به ماکیاولیسم و هنجارهای دئونتولوژیک و همچنین اصالت، مرتبط کردیم.

در فصل هشتم به این موضوع پرداختیم که چگونه نیروهای رقابتی منجر به نوآوری، حتی در بازار آموزش­عالی می­شوند. مفهوم PLC را بررسی کردیم و آن را با نوآوری در دانشگاه­ها در سطح برنامه­ها و سطح خود دانشگاه، ارتباط دادیم. ما نقاط بین نوآوری و جهانی­شدن آموزش­عالی را به هم مرتبط کردیم که بعداً در فصل 12 با جزئیات بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

فصل نهم به نوعی یک نام را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که نام، بیش از آنچه به چشم می‌آید، وجود دارد. این مقاله ادبیات مربوطه را در مورد تغییر نام در دنیای شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و نظریه علامت­دهی  بررسی کرده و پیشنهاد می‌کند که نام‌ها، به‌ویژه تغییرات نام، می‌تواند برای برقراری ارتباط یا علامت دادن اطلاعات داخلی به افراد خارجی در دنیایی از عدم تقارن اطلاعاتی استفاده شود. برای دانشگاه‌ها، تغییر نام می‌تواند کمی بحث‌برانگیزتر از دنیای شرکت‌ها باشد، زیرا برخی از فارغ­التحصیلان ممکن است بخواهند سنت و نام قدیمی را حفظ کنند، در حالی که برخی از آنها ممکن است علاقمند به پیشرفت باشند و نام جدیدی بخواهند. همیشه یک طرف در مقابل طرف دیگر قرار می­گیرد. علاوه بر شواهد حاصل از تنها مطالعه­ای که تغییر نام دانشگاه­ها را به عنوان یک استراتژی برای بهبود ثبت نام بررسی کرده است و ما از آن آگاه هستیم، نشان می­دهد که این تغییر چندان موثر نیست، بنابراین، این گزینه وجود دارد و می­توان در شرایط مناسب از آن استفاده کرد، اگرچه رهبری دانشگاه باید با احتیاط این گزینه را انجام دهد.

فصل دهم مفهوم فضای خدماتی را که بومز و بیتنر (1981) معرفی کردند، به عنوان «محیطی که در آن خدمات مونتاژ می‌شود و در آن فروشنده و مشتری با کالاهای ملموسی که عملکرد یا ارتباط سرویس را تسهیل می‌کنند، در تعامل هستند» و چندین مورد انطباق­های مختلف مدل برای تناسب با چندین زمینه مختلف در صنعت خدمات بررسی می‌کند. از آنجا که دانشگاه­ها نیز در درجه اول یک ارائه دهنده خدمات هستند، ما استدلال می­کنیم که این مدل برای آنها نیز کاربرد دارد و اصطلاح فضای آموزشی را برای اشاره به کاربرد فضای خدمات در دانشگاه­ها ابداع کردیم. این فصل همچنین چگونگی استفاده از این مفهوم را در بازاریابی دانشگاه­ها مورد بحث قرار می­دهد.

درفصل یازدهم به تعاریف مختلف بین­المللی شدن آموزش­عالی و کاربرد آن برای مؤسسات آموزش­عالی در نقاط مختلف جهان پرداخته­ایم. از آنجایی که بین­المللی شدن آموزش­عالی به نوعی با خصوصی­سازی آموزش­عالی در هم آمیخته است، این فصل راه را برای بحث خصوصی­سازی آموزش­عالی در فصل بعدی هموار می­کند.

فصل دوازده به بررسی خصوصی­سازی نظریه آموزش­عالی و تأثیر ترجمه این نظریه به زندگی واقعی در سراسر جهان می­پردازد. علاوه بر نشان دادن اینکه هیچ تفسیر جهانی از خصوصی­سازی آموزش­عالی در سراسر گیتی وجود ندارد، به­طور خاص، ادبیات مربوط به نقش و تأثیر دانشگاه­های خصوصی در اروپا، آفریقا، آسیا و آمریکا (ایالات متحده آمریکا و آمریکای لاتین) مورد بررسی قرار می­گیرد. این فصل نشان می‌دهد که اگرچه خصوصی‌سازی آموزش­عالی منابع دولتی را برای هدایت به جاهای دیگر آزاد می‌کند، اما تأثیر خصوصی‌سازی در سراسر جهان یکسان نیست. با این وجود، خصوصی‌سازی دانشگاه‌ها فرصت بازاریابی منحصربفردی را برای دانشگاه‌های سراسر جهان ایجاد می‌کند تا خود را متمایز کرده و بر بخش‌هایی تمرکز کنند که در آن می‌توانند در ارائه خدمات خود، برتر باشند.

فصل آخر تلاش می­کند تا توجهات را به برخی از مسائل مهم نظارتی که مربوط به آموزش در ایالات متحده و اتحادیه اروپا است، جلب کند. همچنین تفاوت در رویکردهایی را نشان می­دهد که از طریق آن، دولت­ها در ایالات متحده و اتحادیه اروپا بر فعالیت­ها در مؤسسات آموزش­عالی تأثیر می­گذارند. در حالی که ایالات متحده از قانون استفاده می­کند، اتحادیه اروپا از توافقات بهره می­برد. مهم‌ترین نکته در این فصل درک مقصود، اهداف و منشأ برخی قوانین و توافق‌ها است و قدردانی به دنبال آن خواهد بود. با قدردانی، ما معتقدیم فرصت­های بازاریابی توسعه خواهند یافت.



[1] Pay What You Want

بازگشت به کتاب‌ها و آثار